
آشنایی با استادان و چهرههای برجسته دفنوازی
دف یکی از شناختهشدهترین سازهای کوبهای موسیقی ایرانی است؛ سازی که در طول چند دهه گذشته از فضای آیینی و عرفانی، به صحنههای حرفهای موسیقی، کنسرتها، گروههای موسیقی ایرانی و حتی اجراهای بینالمللی راه پیدا کرده است.در این مسیر، نوازندگان و استادان متعددی در گسترش تکنیکهای دف، آموزش این ساز و معرفی آن به مخاطبان نقش داشتهاند. بعضی از این هنرمندان با اجرای صحنهای شناخته شدهاند، برخی در زمینه آموزش و تربیت نسلهای جدید فعالیت کردهاند و گروهی نیز در پیوند دادن دف با موسیقی دستگاهی و گروهنوازی نقش مهمی داشتهاند.در این مقاله با تعدادی از بهترین نوازندگان دف ایران آشنا میشویم و بررسی میکنیم هرکدام چه نقشی در تاریخ معاصر دفنوازی داشتهاند.
دف پیشینهای طولانی در فرهنگ موسیقایی مناطق مختلف ایران، بهویژه کردستان دارد و در بسیاری از آیینهای عرفانی و مذهبی مورد استفاده قرار گرفته است. با این حال، حضور دف در قالب گروههای حرفهای موسیقی ایرانی به شکل امروزی، تاریخی نسبتاً جدید دارد.یکی از مهمترین چهرهها در این تحول بیژن کامکار است. او در دهه ۱۳۵۰ و در همکاری با گروه شیدا، به پیشنهاد محمدرضا لطفی، دف را وارد اجرای عمومی موسیقی ایرانی کرد. این اتفاق نقش مهمی در تغییر جایگاه دف و شناختهشدن گستردهتر آن در میان مخاطبان موسیقی داشت.از آن زمان، دف به تدریج از یک ساز عمدتاً آیینی به یکی از سازهای مهم گروههای موسیقی ایرانی تبدیل شد.
انتخاب «بهترین» نوازنده در موسیقی تا حد زیادی به معیار مورد نظر بستگی دارد. تکنیک، سابقه اجرایی، آموزش، تأثیرگذاری تاریخی و نقش فرد در گسترش ساز، همگی میتوانند معیار قرار بگیرند.با این نگاه، نامهای زیر از چهرههای مهم و تأثیرگذار دفنوازی معاصر ایران به شمار میروند.
اگر قرار باشد تنها یک نام را بهعنوان یکی از مهمترین چهرههای تاریخ معاصر دف ایران معرفی کنیم، بیژن کامکار یکی از نخستین انتخابهاست.بیژن کامکار، نوازنده و خواننده موسیقی ایرانی و کردی و از اعضای خانواده هنری کامکارهاست. او علاوه بر دف، با سازهایی مانند رباب و تنبک نیز فعالیت داشته است.مهمترین نقش او در تاریخ معاصر دف، معرفی این ساز به صحنه عمومی موسیقی ایرانی است. استفاده از دف در گروه شیدا و سپس فعالیتهای او با گروه کامکارها باعث شد صدای دف برای مخاطبان گستردهتری شنیده شود.سبک نوازندگی بیژن کامکار را میتوان ترکیبی از ریشههای موسیقی کردی، تجربه آیینی دف و نگاه گروهنوازانه به ساز دانست. حضور دف او در آثار و اجراهای مختلف، به شکلگیری تصویری جدید از این ساز در موسیقی ایرانی کمک کرد.به همین دلیل، نام بیژن کامکار در بسیاری از منابع مرتبط با تاریخ معاصر دفنوازی ایران با معرفی و گسترش این ساز گره خورده است.
مسعود حبیبی یکی دیگر از چهرههای شناختهشده دف ایران است که علاوه بر نوازندگی، در زمینه آموزش و توسعه این ساز نیز فعالیت داشته است.حبیبی از جمله هنرمندانی است که به تکنیک و ساختار آموزشی دف توجه ویژهای داشته و فعالیت او باعث شده دف در میان هنرجویان و نوازندگان نسلهای مختلف گسترش پیدا کند.اهمیت فعالیت او تنها به اجرای صحنهای محدود نمیشود. مسعود حبیبی در رویدادهای تخصصی موسیقی نیز حضور داشته و در سیزدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان، در کنار حسین رضایینیا، فرزاد عندلیبی و مهرداد کریمخاوری، از داوران بخش دف بوده است.یکی از نکات مهم در نگاه آموزشی حبیبی، تأکید بر درک ریتم و ارتباط آن با شعر و ملودی است؛ موضوعی که نشان میدهد دفنوازی حرفهای تنها به سرعت دست یا اجرای تکنیکهای مختلف محدود نمیشود.
حسین رضایینیا از نوازندگان شناختهشده دف و دایره است که سابقه همکاری با تعدادی از مهمترین گروهها و هنرمندان موسیقی ایرانی را در کارنامه خود دارد.او فراگیری دف را نزد بیژن کامکار دنبال کرده و در ادامه در پروژهها و گروههای مختلف موسیقی فعالیت کرده است.از جمله سوابق او میتوان به همکاری با گروههای شمس و مولوی و همچنین همراهی با محمدرضا شجریان و گروه شهناز اشاره کرد. نام او در فهرست نوازندگان آثار و اجراهای مختلف موسیقی ایرانی نیز دیده میشود.حضور دف رضایینیا در کنار سازها و آواز ایرانی، نمونهای از نقش مهم دف در تنظیمهای معاصر موسیقی سنتی و دستگاهی است.او همچنین در جشنواره ملی موسیقی جوان بهعنوان داور بخش دف حضور داشته است.
فرزاد عندلیبی ازدیگر نوازندگان مطرح دف است که سابقه فعالیت و آموزش این ساز را در کارنامه خود دارد.خانواده عندلیبی نیز در موسیقی ایرانی و بهخصوص موسیقی کردی و دفنوازی سابقه قابل توجهی دارند. فعالیت فرزاد عندلیبی در دورهای انجام شد که معرفی و آموزش دف در خارج از فضای سنتی کردستان با چالشهای مختلفی همراه بود.او همچنین از داوران بخش دف در سیزدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان بوده است.در نگاه او، دف تنها یک ساز کوبهای برای همراهی ریتم نیست؛ بلکه با مفهوم سماع، حرکت و بیان موسیقایی پیوند دارد. این نگاه میتواند یکی از دلایل اهمیت جایگاه او در میان نوازندگان دف معاصر باشد.
مهرداد کریمخاوری از نوازندگان و مدرسان باسابقه سازهای کوبهای و دف است.او از دوران کودکی به سازهای کوبهای مختلف علاقهمند شد و در کنار دف، سازهایی مانند دهل، ضربآهنی، تنبک و دایره را نیز تجربه کرد.کریمخاوری از سال ۱۳۶۱ آموزش دف را آغاز کرده و در طول فعالیت خود تلاش کرده تکنیکها و تجربههای نوازندگیاش را به هنرجویان منتقل کند.او همچنین در سیزدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان در جمع داوران بخش دف حضور داشت.اهمیت چنین هنرمندانی برای دف تنها در اجرا خلاصه نمیشود؛ زیرا انتقال تجربه از استاد به هنرجو یکی از مهمترین عوامل حفظ و گسترش یک سنت موسیقایی است.
احمد خاکطینت از دیگر نامهای مهم در حوزه دفنوازی است.او از کودکی در سنندج دفنوازی را آغاز کرد و پس از آموزش نزد استادان مختلف، از اواخر دهه ۱۳۶۰ فعالیت حرفهای خود را دنبال کرد.خاکطینت در سال ۱۳۶۹ عنوان بهترین دفنواز جشنواره موسیقی فجر را به دست آورد و در سالهای بعد نیز به فعالیت حرفهای و آموزشی خود ادامه داد.فعالیت او اهمیت ویژهای در انتقال سنت دفنوازی کردستان به نسلهای جدید دارد و نام او در میان استادان و مدرسان دف ایران دیده میشود.

شناخت بهترین نوازندگان دف تنها برای آشنایی با چهرههای موسیقی نیست؛ برای هنرجویان نیز میتواند راهی برای شناخت معیارهای نوازندگی حرفهای باشد.یک دفنواز حرفهای معمولاً باید در چند زمینه مهارت داشته باشد:
دف پیش از هر چیز یک ساز ریتمیک است. بنابراین نوازنده باید بتواند وزن، ضرب، سکوت و الگوهای ریتمیک را بهدرستی درک کند.
تکنیکهای دست، شدت ضربه، سرعت، کنترل صدا و هماهنگی حرکات، بخش مهمی از نوازندگی دف هستند.
دفنوازی حرفهای فقط اجرای ضربهای سریع نیست. نوازنده باید بتواند شدت و ضعف صدا را کنترل کند و با توجه به فضای قطعه، نقش مناسب خود را ایفا کند.
در یک اجرای گروهی، دف باید با آواز، سازهای ملودیک و سایر سازهای کوبهای هماهنگ باشد. به همین دلیل، گوش دادن فعال و شناخت ساختار موسیقی اهمیت زیادی دارد.
یک دفنواز فعال در موسیقی ایرانی بهتر است با ریتمها، دستگاهها، فرمهای موسیقی و ساختار آواز ایرانی آشنایی داشته باشد.
نکته جالب درباره نوازندگان مطرح دف این است که همه آنها یک سبک یکسان ندارند.بیژن کامکار بیش از هر چیز با نقش تاریخی خود در معرفی دف به صحنه موسیقی ایرانی و پیوند دادن آن با موسیقی کردی و گروهنوازی شناخته میشود.
مسعود حبیبی را میتوان از چهرههای مهم در زمینه آموزش، تکنیک و گسترش دانش دفنوازی دانست.
حسین رضایینیا نمونهای از نوازندگانی است که دف را در کنار خوانندگان و گروههای مهم موسیقی ایرانی به کار گرفته است.
فرزاد عندلیبی و احمد خاکطینت نیز با سنت دفنوازی کردستان و انتقال آن به فضای حرفهای موسیقی ارتباط نزدیکی دارند.
بنابراین بهتر است به جای پیدا کردن یک «بهترین نوازنده مطلق»، با سبکها و مسیرهای مختلف این هنرمندان آشنا شویم.
اگر به تازگی دف را شروع کردهاید، بهتر است قبل از انتخاب استاد یا الگوی نوازندگی، مشخص کنید چه نوع دفنوازی برایتان جذابتر است.اگر به ریشههای کردی و فضای عرفانی دف علاقه دارید، شنیدن آثار بیژن کامکار و نوازندگان سنتیتر میتواند شروع خوبی باشد.اگر به دف در موسیقی دستگاهی و گروهنوازی ایرانی علاقهمند هستید، بررسی اجراهای حسین رضایینیا و دیگر نوازندگان فعال در این حوزه مفید است.و اگر هدفتان یادگیری تکنیک و آموزش اصولی است، بررسی شیوه تدریس استادان و منابع آموزشی مختلف اهمیت بیشتری از انتخاب یک نوازنده صرفاً مشهور دارد.
دف در سالهای اخیر بیش از گذشته در میان نوازندگان زن نیز گسترش پیدا کرده است.
مسعود حبیبی در گفتوگویی درباره وضعیت دف اشاره کرده که زنان بسیاری در ایران و خارج از ایران به شکل جدی به این ساز علاقهمند هستند و در این حوزه فعالیت میکنند.
این موضوع نشان میدهد که دف دیگر محدود به یک گروه یا فضای خاص نیست و به یکی از سازهای پرطرفدار میان هنرجویان موسیقی تبدیل شده است.
تاریخ معاصر دفنوازی ایران را نمیتوان بدون نام هنرمندانی مانند بیژن کامکار، مسعود حبیبی، حسین رضایینیا، فرزاد عندلیبی، مهرداد کریمخاوری و احمد خاکطینت بررسی کرد.هرکدام از این نوازندگان در بخش متفاوتی از مسیر رشد دف نقش داشتهاند؛ از معرفی ساز به صحنه عمومی موسیقی ایرانی گرفته تا آموزش، اجرای حرفهای، تربیت هنرجویان و حفظ سنتهای منطقهای.در نهایت، شاید مهمتر از پیدا کردن یک «بهترین نوازنده دف»، شناخت تنوع سبکها و روشهای دفنوازی باشد. گوش دادن به آثار استادان مختلف میتواند به هنرجو کمک کند تا علاوه بر تکنیک، با بیان موسیقایی و شخصیت واقعی این ساز آشنا شود.دف امروزه تنها یک ساز کوبهای نیست؛ بخشی از هویت موسیقی ایرانی و بهخصوص فرهنگ موسیقی کردستان است که توانسته مسیر خود را از آیینهای سنتی تا بزرگترین صحنههای موسیقی طی کند.