همنوازی دف با تصنیف «در خیال»؛ از شنیدن قطعه تا اجرای درست فیگورها
تصنیف «در خیال» از آثار شناختهشدهی حسین علیزاده، یکی از آن قطعاتی است که برای همنوازی با دف، فقط به تکنیک نیاز ندارد؛ بلکه گوش موسیقایی، شناخت ساختار قطعه و درک فضای آوازی هم در آن نقش اساسی دارند. در آموزش ارائهشده توسط کاوه صالحی، تأکید اصلی بر این است که پیش از هر چیز، نوازنده باید قطعه را بارها گوش کند و حفظ باشد تا بتواند همنوازی را دقیق، درست و موسیقایی انجام دهد.این آموزش، بهجای تکیه بر یک الگوی ثابت، سه فیگور ریتمیک مختلف را معرفی میکند تا نوازنده بتواند متناسب با بخشهای گوناگون قطعه، از آنها استفاده کند. نتیجهی این رویکرد، همنوازیای زنده، انعطافپذیر و هماهنگ با خواننده است.
چرا قبل از همنوازی باید «در خیال» را حفظ کنیم؟
یکی از مهمترین نکات این آموزش این است که دفنواز نباید صرفاً از روی الگوی ریتمیک بنوازد .درهمنوازی، جای ورود، سکوت، پاسخ به خواننده و همراهی با آواز، همگی مهماند. به همین دلیل، اگر نوازنده قطعه را نشناسد، ممکن است فیگور مناسب را در جای نامناسب اجرا نکند و انسجام موسیقایی از بین برود.
به همین علت، در ابتدای آموزش تأکید میشود که:
- اگر قطعه را نشنیدهاید، اول آن را چند بار گوش کنید
- ملودی و ساختار آوازی را حفظ کنید
- جای بخشهای همراهی و جواب را بشناسید
این نگاه، همنوازی را از یک اجرای مکانیکی به یک همنفسی واقعی با موسیقی تبدیل میکند.
مهمترین اصل در همنوازی: جای درست هر فیگور
در این آموزش، فقط خودِ الگوها مهم نیستند؛ بلکه تشخیص جای درست استفاده از هر فیگور اهمیت بیشتری دارد.
نوازنده باید بداند:
- چه زمانی باید با خواننده همراه شود
- چه زمانی نوبتِ جواب دادن است
- چه زمانی باید از یک فیگور به فیگور دیگر تغییر کند
اگر خواننده دوباره وارد آواز شد، دفنواز باید سریعاً از فیگور جواب به فیگور همراهی برگردد. این همان جایی است که موسیقی از اجراهای صرفاً تکنیکی جدا میشود و به یک گفتوگوی زنده تبدیل میشود.
اگر اشتباه کردیم چه؟
در صورت گم کردن ریتم با گوش دادن دقیق به ملودی و پیدا کردن ضرب ها از جمله مناسب وارد هم نوازی بشویم .